*هم نوا*

 
علیرضا اسکویی

منو اصلي

خانه

ايميل

:بازديد

بخشهاي سايت

عکسها

آهنگ ايراني

آرشيو مطالب

آذر ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
آبان ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
تیر ٩۳
فروردین ٩۳
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آبان ٩۱
تیر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
شهریور ۸٤
آرشيو کلي مطالب

موزيک

نوشته هاي چيکو

درد دلهاي مستر چيکو 1
اندر حکايت جام جهاني
!چيكو شاعرميشود
منشور حقوق بشر
باغ مظفر

دوستان

ازعهد من تاوفای تو
کلکسیون موسیقی
آفتاب خاموش
تنهاترین ستاره

 

استقلال

خوب امیر آقای قلعه نوعی با اینکه باید زودتر از اینا به این مقام میرسید خوب به هر حال رسید امیر آقا امیدواریم یعنی مطمئنیم غوغا و کولاک می کنی من که از بچگی به خاطر استقلال میام  استادیوم  حالا می خوام بخاطر شما و تیم ملی بیام  این عکس هم به خاطر همه ی استقلالی های گل زدم بالای سایت.

 مرفاوی سرمربی استقلال شد، قلعه نویی مدیر فنی

 پس از حضور قلعه نویی در کادر فنی تیم ملی فوتبال ایران مسئولان باشگاه استقلال در تلاش بودند تا از این مربی جوان به صورت همزمان در هر دو تیم استفاده شود اما با مخالفت فدراسیون و سازمان تربیت بدنی قلعه نویی تنها به عنوان سرمربی تیم ملی فعالیت خواهد کرد.روز چهارشنبه مسئولان باشگاه استقلال در این خصوص با قلعه نویی جلسه مشترکی داشتند و پس از آن گزینه های مورد نظر جهت حضور در راس کادر فنی استقلال مورد بررسی قرار گرفتند که در این میان کمک مربی جوان استقلال به عنوان سرمربی جدید انتخاب شد.به زودی یکی از پیشکسوتان نیز به کادر فنی اضافه خواهد شد. انتخاب مرفاوی به عنوان سرمربی استقلال خبر بسیار خوبی برای هواداران استقلال بود.

۱- مرفاوی درست مثل قلعه نویی مربی جوان و شجاعی است.

۲- رابطه نزدیک مرفاوی و قلعه نویی به پویایی استقلال کمک می کند.

۳- مرفاوی ۳ سال متوالی در کنار قلعه نویی استقلال را اداره کرده است و به مرز پختگی رسیده است

علیرضا اسکویی


اي ستاره ها
اي ستاره ها كه بر فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد
اي ستاره ها كه از وراي ابرها
بر جهان نظاره گر نشسته ايد
آري اين منم كه در دل سكوت شب
نامه هاي عاشقانه پاره ميكنم
اي ستاره ها اگر بمن مدد كنيد
دامن از غمش پر از ستاره ميكنم
 با دلي كه بويي از وفا نبرده است
جور بيكرانه و بهانه خوشتر است
در كنار اين مصاحبان خودپسند
ناز و عشوه هاي زيركانه خوشتر است
اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من
ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟
اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او
 آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟
جام باده سر نگون و بسترم تهي
سر نهاده ام به روي نامه هاي او
سر نهاده ام كه در ميان اين سطور
جستجو كنم نشاني از وفاي او
اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد
 از دو رويي و جفاي ساكنان خاك
كاينچنين به قلب آسمان نهان شديد
اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاك
من كه پشت پا زدم به هر چه كه هست و نيست
تا كه كام او ز عشق خود روا كنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زين سپس به عاشقان با وفا كنم
اي ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك سربدار
سر بدامن سياه شب نهاده ايد
اي ستاره ها كز آن جهان جاودان
روزني بسوي اين جهان گشاده ايد
رفته است و مهرش از دلم نميرود
اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست ؟
اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها
پس ديار عاشقان جاودان كجاست ؟

*فروغ*

علیرضا اسکویی


 

نظرتون راجب این عکس چیه؟   به نظر من که یه تست هوش ممکنه باشه من که نفهمیدم!!

علیرضا اسکویی


 
عشق عمومی

اشك رازي است

لبخند رازي است

عشق رازي است

اشك آن شب لبخند عشقم بود

*

قصه نيستم كه بگويي

نغمه نيستم كه بخواني

صدا نيستم كه بشنوي

يا چيزي چنان كه ببيني

يا چيزي چنان كه بداني…

من درد مشتركم

مرا فرياد كن.

*

درخت با جنگل سخن ميگويد

علف با صحرا

ستاره با كهكشان

و من با تو سخن مي گويم

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده،

من ريشه هاي ترا يافته ام

با لبانت براي همه لب ها سخن گفته ام

و دست هايت با دستان من آشناست.

در خلوت روشن با تو گريسته ام

براي خاطر زندگان،

و در گورستان تاريك با تو خوانده ام

زيباترين سرودها را

زيرا كه مردگان اين سال

عاشق ترين زندگان بوده اند.

*

دستت را به من بده

دست هاي تو با من آشناست

اي دير يافته! با تو سخن ميگويم

بسان ابر كه با توفان

بسان علف كه با صحرا

بسان باران كه با دريا

بسان پرنده كه با بهار

بسان درخت كه با جنگل سخن مي گويد.

زيرا من

ريشه هاي تر يافته ام

زيرا كه صداي من

با صداي تو آشناست.

احمد شاملو**

علیرضا اسکویی


مادر
 تقدیم به کسانی که مادراشونو از یاد بردند وبه مناسبت روز مادر از دوستان خواهش می کنم که این مطلب رو به راحتی کپی نکنند.

*بچه ها توصیه می کنم این مطلب رو حتما بخونید*

*بچه ها توصیه می کنم این مطلب رو حتما بخونید*

وقتی که تو 1 ساله بودی، اون(مادر) بِهت غذا ميداد و تو رو می شست! به اصطلاح، تر و خشک می کرد
تو هم با گريه کردن در تمام شب از اون تشکر می کردی

!
وقتی که تو 2 ساله بودی، اون، بهت ياد داد تا چه جوری راه بری.

تو هم اين طوری ازش تشکر می کردی، که، وقتی صدات می زد، فرار می کردی

!
وقتی که 3 ساله بودی، اون، با عشق، تمام غذايت را آماده می کرد.

تو هم با ريختن ظرف غذا ،کف اتاق،ازش تشکر می کردی

!
وقتی 4 ساله بودی، اون برات مداد رنگی خريد.

تو هم، با رنگ کردن ميز اتاق نهار خوری، ازش تشکر می کردی

!
وقتی که 5 ساله بودی، اون، لباس شيک به تنت کرد تا به تعطيلات بری.

تو هم، با انداختن(به عمد) خودت تو گِل، ازش تشکر کردی

!
وقتی که 6 ساله بودی، اون، تو رو تا مدرسه ات همراهی می کرد.

تو هم، با فرياد زدنِ: من نمی خوام برم!، ازش تشکر می کردی

!
وقتی که 7 ساله بودی، اون، برات وسائل بازی بيس بال خريد.

تو هم، با پرت کردن توپ بيس بال به پنجره همسايه کناری، ازش تشکر کردی

!
وقتی که 8 ساله بودی، اون، برات بستنی خريد.

تو هم، با چکوندن(بستنی) به تمام لباست، ازش تشکر کردی

!
وقتی که 9 ساله بودی، اون، هزينه کلاس پيانوی تو رو پرداخت.

تو هم، بدون زحمت دادن به خودت برای ياد گيری پيانو، ازش تشکر کردی

!
وقتی که 10 ساله بودی، اون، تمام روز رو رانندگی کرد تا تو رو از تمرين فوتبال به کلاس ژيمناستيک و از اونجا به جشن تولد دوستانت، ببره.

تو هم، ازش تشکر کردی،با بيرون پريدن از ماشين، بدون اينکه پشت سرت رو هم نگاه کنی

 !
وقتی که 11 ساله بودی، اون تو و دوستت رو برای ديدن فيلم به سينما برد.

تو هم، ازش تشکر کردی، ازش خواستی که در يه رديف ديگه بشينه

!
وقتی که 12 ساله بودی، اون تو رو از تماشای بعضی برنامه های تلوزِيِون بر حذر داشت.

تو هم، ازش تشکر کردی، صبر کردی تا از خونه بيرون بره

!
وقتی که 13 ساله بودی، اون بهت پيشنهاد داد که موهاتو اصلاح کنی.

تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن اين جمله: تو اصلاً سليقه ای نداری

!
وقتی که 14 ساله بودی، اون، هزينه اردو يک ماهه تابستانی تو رو پرداخت کرد.

تو هم،ازش تشکر کردی، با فراموش کردن، نوشتن يک نامه ساده

 !
وقتی که 15 ساله بودی، اون از سرِ کار برمی گشت و می خواست که تو رو در آغوش بگيره(ابراز محبت کنه).

تو هم، ازش تشکر کردی، با قفل کردن درب اتاقت!(نمی ذاشتی که وارد اتاقت بشه

!)
وقتی که 16 ساله بودی، اون بهت ياد داد که چطوری ماشينش رو برونی(رانندگی ياد داد).

تو هم، ازش تشکر می کردی، هر وقت که می تونستی ماشين رو بر می داشتی و می رفتی

!
وقتی که 17 ساله بودی، وقتيکه اون منتظر يه تماس مهم بود.

تمام شب رو با تلفن صحبت کردی و، اينطوری ازش تشکر کردی

!
وقتی که 18 ساله بودی، اون ، در جشن فارغ التحصيلی دبيرستانت، از خوشحالی گريه می کرد.

تو هم، ازش تشکر کردی،اينطوری که، تا تموم شدن جشن، پيش مادرت نيومدی

!
وقتی که 19 ساله بودی، اون، شهريه دانشگاهت رو پرداخت، همچنين، تو رو تا دانشگاه رسوند و وسائلت رو هم حمل کرد.

تو هم، ازش تشکر کردی، با گفتن خداحافظِ خشک و خالی، بيرون خوبگاه، به خاطر اينکه نمی خواستی خودتو دست و پا چلفتی نشون بدی!!(به اصطلاح، بچه مامانی

!!)
وقتی که 20 ساله بودی، اون، ازت پرسيد که، آيا شخص خاصی(به عنوان همسر) مد نظرت هست؟

تو هم، ازش تشکر کردی با گفتنِ: به تو ربطی نداره

!!
وقتی که 21 ساله بودی، اون، بهت پيشنهاد خط مشی برای آينده ات داد.

تو هم، با گفتن اين جمله ازش تشکر کردی: من نمی خوام مثل تو باشم

!
وقتی که 22 ساله بودی، اون تو رو، در جشن فارغ التحصيلی دانشگاهت در آغوش گرفت.

تو هم،ازش تشکر کردی،ازش پرسيدی که: می تونی هزينه سفر به اروپا را برام تهيه کنی

!
وقتی که 23 ساله بودی، اون، برای اولين آپارتمانت، بهت اثاثيه داد.

تو هم، ازش تشکر کردی،با گفتن اين جمله، پيش دوستات،:اون اثاثيه ها زشت هستن

!
وقتی که 24 ساله بودی، اون دارايی های تو رو ديد و در مورد اينکه، در آينده می خوای با اون ها چی کار کنی، ازت سئوال کرد.

تو هم با دريدگی و صدايی(که ناشی از خشم بود)فرياد زدی:مــادررر،لطفا

ً!!
وقتی که 25 ساله بودی، اون، کمکت کرد تا هزينه های عروسی رو پرداخت کنی، و در حالی که گريه می کرد بهت گفت که: دلم خيلی برات تنگ می شه.
تو هم ازش تشکر کردی، اينطوری که، يه جای دور رو برای زندگيت انتخاب کردی

!!
وقتی که 30 ساله بودی، اون، از طريق شخص ديگه ای فهميد که تو بچه دار شدی و به تو زنگ زد.

تو هم با گفتن اين جمله ،ازش تشکر کردی، "همه چيز ديگه تغيير کرده

!!"
وقتی که 40 ساله بودی، اون، بهت زنگ زد تا روز تولد يکی از اقوام رو يادآوری کنه.

تو هم با گفتن"من الان خيلی گرفتارم" ازش تشکرکردی

!!
وقتی که 50 ساله بودی، اون، مريض شد و به مراقبت و کمک تو احتياج داشت.

تو هم با سخنرانی کردن در مورد اينکه والدين، سربار فرزندانشون می شن، ازش تشکر کردی

!!
و سپس، يک روز، اون، به آرامی از
دنيا ميره. و تمام کارهايی که تو(در حق مادرت) انجام ندادی، مثل تندر بر قلبت فرود مياد

.
 
اگه مادرت،هنوز زنده هست، فراموش نکن که بيشتر از هميشه بهش محبت کنی

...
و، اگه زنده نيست، محبت های بی دريقش رو فراموش نکن و به راحتی از اونها نگذر...

هميشه به ياد داشته باش که به مادرت محبت کنی و اونو دوست داشته باشی، چون، در طول عمرت فقط يه مادر داری!!!!!

علیرضا اسکویی


هم سايه

آخه خدايا چرا تو انقدر نامردی هان؟ چرا جون يک بچرو به اين شکل نجات ميدی؟ و جون آدمای خوبرو سريع ميگيری؟ ای خدا نظرتو بگووووووووووووو دوستان امشب متاسفانه يکی از بهترين کسايی که دوست داشتم بعد از اينکه بچه دار نمی شد فلج شد و فوت کرد همسايمون بود معلم بود خانوم بود مهربون بود عزيز بوووووووووووووود با وفا بود آخه چرا فعل بود؟ ای خدا چراااااااا؟ چرا فقط از آدمای خوب چند قطره اشک و خاطره؟؟؟؟؟؟؟؟ هم سايه٬ هم نوا٬ هم آوا٬ هم راه٬ هم...................

علیرضا اسکویی


 

اين عکس مي تواند عکس قرن باشد. عکس جنين 21 هفته اي به نام ساموئل الکساندر که در داخل رحم مادر احتياج به عمل جراحي پيدا کرد و اگر از رحم خارج مي شد ممکن نبود زنده بماند. دکتر برنر جراح اين عمل بزرگ بودند و جنين را در داخل رحم مورد جراحي قرار دادند. در حين عمل جراحي جنين دست کوچکش را از شکافي که دکتر ايجاد کرده بود بيرون آورد و انگشت پزشک معالجش را فشرد و عکاس اين صحنه ناباورانه را در تاريخ ثبت کرد. دست پسرک کوچکي که براي حس قدرشناسي از رحم بيرون آمد و انگشت دکتر را به خاطر تشکر، فشرد

 

علیرضا اسکویی


 

نظرتونو راجب اين عکس بنويسيد خيلی جالبه!!!!

علیرضا اسکویی


منشور حقوق بشر

درد دلهاي مستر چيكو(منشور حقوق بشر)

آقای محترم،دوست عزيز،برادر من،يار شفيق،از قديم گفتن جلوی چارتا بزرگتر که میشينی

پاتو دراز نکن،آخه این چه وضعشه؟این طرز حرف زدن با يه بزرگته؟

بابا ای ول،این قديمی ها هم عجب حرفهايی میزدن.همشم روی حساب و کتاب بوده.اصلاً

همه ی این حرفها رو روی کتيبه ی بيستون...نه روش که نه ولی اون گوشه موشه هاش يه 

يه جايی بايد حک کرد بعدش آب طلا گرفت.

احترام به بزرگتر،احترام به پدر و مادر،به جا آوردن حق پدر و مادری،اینها همه درست ولی این

قديمی ها انگار اصلاً در مورد حقوق این جوانان فلک زده حرف نزدن.انگار که جوان بدبخت گناه

کرده که بايد فقط احترام بذاره ولی احترام و شخصيت خود جوان چی؟هيچی!

ای بابا چيکو عجب حرفايی میزنی ها مگه میشه تو این همه سال که از عمر بشريت گذشته

اینقدر به جوانها کم محلی شده باشه؟

چرا نمیشه؟مثال:تو همین زندگيه روزمره ی خودمون پدر و مادر فقط به خاطر اين که پدر و

مادرن ميتونن رو در روی بچشون وايسن و جلوی هرکسی هر چی دلشون خواست بگن،انگار

همه غرور دارن ولی در خلقت اون جوان بدبخت(دور از جون همتون)عنصری به نام غرور بکار

نرفته.ولی تا همون جوان بياد حرفی بزنه،حتی اگر حرفش منطقی باشه،هی میگن بزرگتره،

نبايد تو روش وايسی،بايد احترامش رو نگاه داری و...اگر هم که يک زمان تو روی مادر پدره

وايسه.....بيخود میکنه وايسه،کی جرأت داره؟؟

تا میای تو اطاقت دو کلمه با دوستت حرف بزنی(اینجوری نگاه نکنين طرف پشت خط پسره به

خدا!)يا يکی دو ساعت با دوستات بری بيرون،هی میگن رفيق بازی نکن،دست از این دوستات

بردار،چه میدونم از این حرفها.

ولی مامانه تا خودش صبح از خواب پا میشه اولين کاری که میکنه(حتی قبل از روم به ديوار رفع

حاجت)اینکه تلفن رو افتتاح میکنه.باباهه هم که معلوم نيست تا شب که مياد خونه چند بار با

رفيقاش رفته قهوه خونه(برای صرف چای).تازه این که چيزی نيست من بيشتر نگرانم مادره آخر

سر اونقدر با تلفن حرف بزنه تا اسمش تو کتاب رکوردها(گينس)ثبت شه،اونوقت ديگه بجای در

وهمسايه و آشنا همه ی دنيا بهمون بخندن!

يه بار نشد ما از در بيايم تو نگن کجا بودی؟با کی بودی؟تا حالا چرا نبودی؟حالا يکی هم نيست

به ما بگه پسرم(يا دخترم)تو که اینهمه بيرون میری پولی چيزی نمیخوای؟(آخه بيرون رفتن خرج

داره.اینطور نيست؟)اصلاً آرزو به دل مونديم يه بار بابامون بهمون بگه:تلفنو بردار برو توی اطاق

با هر کی که دلت ميخواد حرف بزن بی خيال من نه!!!اصلاً اگه دلت ميخواد برو بيرون شبم نيا

فکر نکن منتظرم بی خيال من!!!

انگار طی تاريخ هيچ کسی راجع به استقلال طلبی جوانان چيزی نگفته(چيزی که عيان است چه

حاجت به بيان است؟)يا گر هم گفته صداشو در نطفه خفه کردن نامردا!يه مدتی هم تو فکر

بودم این منشور حقوق بشر رو گير بيارم بخونم ببينم برای این جوانها حقوق بخور نمیری در نظر

گرفته شده يا نه؟به بقالی و دکّه ی روزنامه فروشی سر زدم نداشت.به کلوپ محل هم سپردم

ولی انگار نبوده.حتی يه سر رفتم ناصرخسرو ديدم نيست که نيست.اولش در اصل وجود منشوری

به نام حقوق بشر شک کردم،ولی بعدا فهميدم اگه بخوای اون منشور رو بخونی بايد بری جلوی

در سازمان ملل اون جا نسخه ی اورجينالش رو زدن دم در. با خودم گفتم زايست آدم بره جلوی در

سازمان ملل وايسه،بعد بهش بگن چيکار داری؟بگه دارم منشور حقوق بشر ميخونم!يه وقت ديدی

فکر کردن متکدّيی چيزی هستی.اون زمانه که اگه توی ايالات متّحده هم طرح جمع آوری متکدّيان

رو اجرا کرده باشن هيچی ديگه،حالا بيا و درستش کن.

این بود که بيخيالش شدم.چند روز بعد از يکی از دوستان قديمی و رفيقان صميمی که در کار خبره

بود شنيدم که این جوانان را اصلاً جزو بشر محاسبه نکردن که بخوان براش حقوقی در نظر

بگيرن!هر چيزی هم که در این منشور مربوط به افرد زير سی ساله(همون جوانها)متعلّق به

بی سرپرستان و فقرای ساکن در مناطق محروم افريقاست! از این رو بود که تصميم گرفتم يه چند

سالی دندون روی جيگر بذارم بلکه این منشور حقوق بشر رو يه تغييری توش دادن!!به هر حال

برای ما جوانان تا بوده از این دندون رو جيگر گذاشتنها بوده.خلاصه اگه ما دوران جوانيمون

تموم شد و تو این منشور تغييری ندادن اميدوارم این تغيير در نسل بعدی اعمال بشه.

                                                                    نوشته شده توسط:مستر چيكو                                                                                    (Mr.Chicoo)                                                                                                                  

علیرضا اسکویی


 

حالا بد نيست، گه‌گاهي آقاي احمدي‌نژاد هم كمي خم شود و با ديگران احوالپرسي كند. چيزي كه از يك رئيس‌جمهور محبوب و مردمي و عدالت‌پرور و عدالت‌گستر و... كم نمي‌شود. مي‌شود؟

علیرضا اسکویی


 

سلام. ما حدود ۱ ماه پيش شديم بيستمين وبلاگ برتر شديمو رفتيم از ما تقدير کردنو صفا سيتی سمباته اينا وبلاگمونم زدن تو روزنامه عصر ارتباطات و معرفی کردنوو بچه معروف شديم  بعد من همين مطلبو قبلا زده بودم بعضی ها ميگن  شما خالی بندينو اينا می خواين نميدونم آمارتون بره بالا که من عکس روزنامرو زدم ببينيد www.ava-2004.persianblog.ir  رو عکس کليک کنيد می تونيد در حالت بزرگ ببينيد. دورشم خط کشيدم

علیرضا اسکویی


خشکل

آخه اين چه حرکتيه؟ خجالت نميکشين از اين عکسا درست می کنين؟ والا نميدونم چی بگم يه کم شعور ندارين شما آحه؟  من دارم انتقاد ميکنما يه وقت فيلترم نکنين  آقا نکينين اينکارو خدا رو خوش نمياد

علیرضا اسکویی


شادمهر برمی گردد!‌ ِ آرش کمانگير
سلام دوستان چند وقتيه که شايعه شده يا حقيقت داره نميدونم ميگن احمدی نژاد تلفنی با شادمهر حرف زده و شادمهر از او خواسته که يه کاری کنه برگرده ايران از اونجا که من خيلی شادمهر عقيلی رو دوست دارم  يعنی خيلی قبولش دارم و ميدونم آخرش يه چيزی ميشه مثل خودم يه سری ها هم ميگن که شادمهر با احمدی نژاد حرف نزده بلکه خانواده های شهدا درخواست دارن که خبرشو نوشتم
خبرگزاري انتخاب، همزمان با ایام فاطمیه وسالروز شهادت فاطمه زهرا (س) گروهی از خانواده های شهدا با ارسال نامه ای به رئیس جمهور خواستار اغماض و گذشت نظام اسلامی و بازگشت شادمهر عقیلی موسیقی دان و خواننده محبوب کشورمان شدند.

بنابراین گزارش، خانواده شهدا در نامه خویش به رئیس جمهور خواستار انعطاف، گذشت و اغماض مسئولین قوه قضائیه در قبال بازگشت شادمهر عقیلی شده و از جناب آقای دکتر احمدی نژاد خواسته اند واسطه بازگشت وی گردد. در این نامه تاکید شده است که بالطبع با عفو و گذشت نظام اسلامی و بازگشت وی به موطن خویش ، همچون گذشته فرصت خواهد یافت به فرهنگ ارزشی و دینی کشور خدمت نماید. شادمهر عقیلی به دلیل اجرا و آهنگ سازی ترانه «یاس کبود» در مصیبت شهادت ام ابیهاء فاطمه زهرا (س) محبوب خانواده های ایرانی بوده و طرفداران زیادی در داخل و خارج از کشور دارد و به دلیل اینکه عضو خانواده بزرگ شهدا می باشد توانسته در دل رزمندگان، ایثارگران و خانواده شهدا جایی برای خود باز کند.این خواننده جوان، متولد بهمن ماه سال 1351 در تهران بوده که در یک خانواده 6 نفره بزرگ شده است و در ایام دفاع مقدس و جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران دو تن از برادرانش به مقام رفیع شهادت نائل گردیده اند.وی از کودکی به سمت آلات موسیقی کشیده شد و با پیانو آشنا شد؛ اما در سن ده سالگی ویلن را به عنوان ساز اصلی انتخاب نمود.عقیلی در سال 1376 به واحد موسیقی صدا و سیما رفت و در کنار موسیقی به بازیگری نیز می پرداخت. وی 4 سال قبل روانه آمریکا شد واز آن تاریخ بارها خواسته به ایران مراجعت نماید که بدلیل ترس از پیگرد های قضایی موفق به این امر نگردیده است

تیرگان اشک چشمان مردمی است که از تیر آرش و نجات ایران گریه شوق سر دادند .چون آب پاک چون آرش بی باک چون ایران جاوید باشد .

علیرضا اسکویی


چيكو شاعرميشود!

درد دلهاي مسترچيكو(چيكو شاعرميشود!)

 

گفت چيکو از داغ دل خسته اش                         کس نشنيد ناله ی پيوسته اش

وای که از داغ دل مردمان                                   زخم به دل دارد او هر زمان

دوست ندارد که ببيند همی                               گشنه بماند کسی يک دمی

شاد نشد این دل بيچاره اش                              نو نکرد چارق و پاتابه اش

ساز زد و سوز زد و ناز کرد                                  از غم خود يک دهن آواز کرد

از تب اسرار تو بی تاب گشت                              دور ز آسمان شبش خواب گشت

گفت چيکو يک سخن از من شنو                         این نصيحت،که از من به تو

عشق چيکو عشق به این ملّت است                     کس نداند،سببش عشق که بی علّت است

                                   گر نشوی در پی عشق بی صدا

                                   همچو که باما تو شدی(*هم نوا*)

 

                                                   لوگوی سایت

نکته ی کنکوری:در این شعر منظور از چيکو هر انسان نيکوکار است و چيکو در این شعر انسانهای نيکوکار را عاشق مردم میداند و اعتقاد  دارد که اگر در مقابل ظلم به این عشق سکوت نکنی همچون آن است که در راه این عشق با او *هم نوا* شده اي.

                                                      نوشته شده توسط:مسترچيكو   (Mr.Chicoo)    

علیرضا اسکویی


تماشاگران جام جهانی

سلام خدمت همه دوستان يه سری عکس از تماشاگران جام جهانی از تيم های مختلف گذاشتم که خيلی جالب هستن. با کليلک کردن بر روی عکس می توانيد آن را در حالت بزرگ ببينيد. فقط اميدوارم  کسانی که کپی ميکنند يه کم وجدان داشته باشن و هم نوا باشند و حق و حقوق خودشونو بشناسن(عکسها برای بعضی ها فيلتر هست که شرمنده ديگه)

    

علیرضا اسکویی


يگانه،اصحابي

آهنگ جدید و بسیار زیبای محسن یگانه بنام گیرم بازم بیایی >> دانلود <<

 آهنگی زیبا از بهزاد ابطهی >> دانلود << 

آهنگ مگه یادم میره از داریوش شهریاری  >> دانلود << 

آهنگ زيباي بي احساس  رو با صداي امیر فیاض >> دانلود << 

اینم آهنگ جدید و کامل شهرام صولتی از آلبوم جدید وی به نام  تا اطلاع ثانوی >> دانلود <<

آلبوم حقه باز از علي اصحابي به همراهي ياسي -آرمين ميرزاي- پارسا چيليك هست که می تونید دانلودش کنید ...

اگه عشق منی ( حقه باز)

عشق اهورایی دمو ( با همراهی آرمین-پارسا-یاسی)

آخه دل من ورژن ترنس و جدید (با همراهی آرمین و یاسی)

اگه عشق منی ورژن بندری

آخه دل من

بغض صدا (با همراهی یاسی-آرمین)

بزرگترین گناه (با همراهی یاسی-آرمین)

علیرضا اسکویی


طلب عشق

علیرضا اسکویی


 

 

ای مضمون آب وآینه ،

            ای نجابت سبز،

                     ای رایحه  صبح ،

خورشید رو به تو نماز می گذارد

          ومهتاب بر بوریای ساده تو به تمنا می نشیند.

                    ای بلندای قامت سپیده !

                           ای مفهوم سبز ولایت !

                                        ای زهره !

                                                     ای زهرا!

   ای صداقت محمد

                  ای زبان علی

                            ای اسطوره مهر

 

سلام بر صورت نیلی

               سلام بر پهلوی شکسته

                      وسلام بر خسوف غمگینانه تو !

 

نام : فاطمه (س)

لقب : زهرا

کنیه : ام ابیها

نام پدر :  حضرت  محمد (ص)

نام مادر : خدیجه کبری (س)

نام همسر: علی بن ابیطالب (ع)

لقب : زهرا،صديقه،طاهره،راضيه،مرضيه،مباركه،بتول ( لقب زهرا از شهرت بيشترى برخوردار است. )

محل ولادت : مکه خانه خدیجه

مدت عمر : 18 سال

تاریخ شهادت : 3 جمادی الثانی سال 11 هجری

علت شهادت : صدمات وارده

نام قاتل : ثانی

محل دفن : مدینه طیبه

علیرضا اسکویی


درددلهای مستر چيکو (اندرحکايت جام جهانی)

                       درددلهای مستر چيکو (اندرحکايت جام جهانی)

سلام دوستان.آقا این روزها بعد از بازيها ی درخشان تيم ملّی فوتبال در جام جهانی هر کسی يک مقاله ی طعنه آميز،عبرت آموز و جانانه که از صد تا فحش بدتره رو در باری تيم ملّی مینويسه.امّا از انجايی که جناب دکتر،مهندس،سرتيپ،سرلشکر دادکان(ره)(همون شادرواندادکان)قبل از جام جهانی با قاطعيت فتوا صادر کرده بودند که هر کس از تيم ملّی انتقاد کندکافر گشته و جزو خوارج محسوب میشود ما هم زبان به دهان گرفته و لام تا کام حرف نزديم.ولی حالا که تيم برگشته و فدراسيون هم بی سرپرست شده منم تصميم گرفتم يه مقاله در مورد تيم ملّی کشورم بنويسم.امّا این که نوشتن این مقاله چه توفيری داره بماند تا خودتون بعداز خوندن اون قضاوت کنين.به نظر این حقير تيم ملّی در جام جهانی عملکرد قابل قبولی داشته.میگين نه؟حالا من با سه دليل اون رو اثبات میکنم:

1_اول این که نتايج هيچ ربطی به مراحل اماده سازی تيم به خصوص بازيهای تدارکاتی وبدنسازی نداره،چرا که بازيهای تدارکاتی انجام شده بسيار عالی بوده.از تيم کوييکپارک رنجرز گرفته تا کرواسی.کوئيک پارک رنجرز يه تيم بسيار قويه!اگر قبول ندارين پس بگين چه جوری مارو سه به هيچ برد؟نمیخوای بگی ما خيلی ضعيف بوديم که؟!بازی آخر هم که مقابل کرواسی  يکی از قويترين تيمهای اروپا و جهان بود!کرواسی آنقدر قوی بود که در جام جهانی نتايج بسيار عالی...که نگرفت ولی خوب از گروهش...هم که صعود نکرد ولی اینها هيچی از ارزشهای این تيم بزرگ کم نمی کنه! در مورد بدنسازی تيم بايد بگم که مشکل اصلاً از تمرينات نبوده بلکه ضعف از خود بچه ها بوده.مثلاً:عمرا علی کريمی،فريدن زندی،ستّار زارع،نيکبخت واحدی،مجتبی جباری و مهدوی کيابه خاطر تمرينات نا مناسب برانکومصدوم نشدن بلکه مشکل از ديفرانسيل بدن خودشونه!!!

2_مربّی ما يک مربّی خوب ،حرفه ای و کار بلد بود.درسته که تيم بزرگسالان رو تو هيچ ترنمنت آسيايی و غير آسيايی قهرمان نکرد(حتی جامLG ) ولی در لياقت برانکو ما را همين برهان بس که خدا بيامرز دادکان ایشان را تاييد،تاکيد و تثبيت کرده بود.امّا اگر شما هم از تعويضها ناراحتين اجازه بدين خدمتتون عرض کنم که ما که تو شرايط مسابقه نبوديم،حتماً برانکو دلیل محکمی داشته که مثلاً:علی کريمی رو روی نيمکت نشونده يا از بين آرش برهاني  و رضا عنايتی،رسول خطيبی رو آورده تو زمين!اگر هم برانکو از از همون اآلمان مستقيم رفت کرواسی دليلش ترس نبود بلکه دلش برای اهل و ايال تنگ شده بود از بس اين بشر خانواده دوسته طفلکی!

3_حالا میرسيم به بحث کارشناسی بازيها.بازی اول مقابل مکزيک بسيار بازی خوبی بود.آقا خوبهر کسی اشتباه میکنه.حالا من اصلاً و ابدا نمیخوام بگم که میرزاپور اشتباه کرد،شما هم به روی خودتون نيارين!تازشم همين ويکتور والدز با این ابهت هم اشتباه میکنه.درسته که حالا به عنوان دروازبان سوم هم به تيم ملّی اسپانيا دعوت نشده ولی تو بارسلونا که بازی میکنه!به بازی با پرتغال که میرسيم ياد سخن حکيمانه ی عادل فردوسی پور میافتم که گفت:(ایننبرد نا برابر است)راست میگفت،آخه اگر علی دايی و میرزاپور و نصرتی و مراقب نصرتی و علی کريمی مصدوم رو از ترکيب تو زمين حذف کنيم متوجه میشيم که ما مقابل پرتغال ششنفره بازی میکرديم و يک شکست غيورانه رو متحمّل شديم!در مورد بازی سوّم هم درسته کهآنگولا اصلاً قوی نبود ولی وقتی هيچکس حاضر نيست به سلطان علی دايی پاس بده،اگه بابای علی دايی هم تو زمين باشه،باز سهراب بختيارزاده گل میزنه.(چی میگه؟)حالا که فهميدين تيم ملّی حق داشته و با این شرايط بازيهای خوبی رو ارايه داده برين و دست برانکو رو ببوسين و برش گردونين.بعدش هم علی آبادی بره و با يه دسته گل از دل دادکاندر بياره،کريمی هم از دل دايی در بياره،کعبی هم از دل فيگو در بياره(با اون يتا پرنده ای که تو صورت فيگو رفت بعيد میدونم موفّق بشه!)من نميدونم همه برن از دل هم در بيارن..خلاصه آقا خودت يجوری ماست ماليش کن ديگه،تو که خوب بلدی!

                                                  

                                                        نوشته شده توسط:مسترچيكو(Mr.Chicoo)

علیرضا اسکویی


بازی با اعصاب

راههای باحال برای خورد کردن اعصاب ديگران

۱- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب
بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
۲-
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
۳-
وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
۴-
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
۵-
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
۶-
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
۷-
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
۸-
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
۹-
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
۱۰-
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
۱۱-
يل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
۱۲-
جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
۱۳-
قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
۱۴-
يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
۱۵-
جاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
۱۶-
موقع عکس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
۱۷-
تو ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
۱۸-
جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
۱۹- ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين

اگه شما راهي بلدبن که بشه باهاش رو اعصاب ديگران راه رفت نظرتونو بگين فيض ببريم

علیرضا اسکویی


درد دلهای مستر چيکو (1)

سلام خدمت دوستان از امروز يک بخش فوق العاده در وب سايت قرار دادم که بدون شک می تونم بگم پشيمون نميشيد از اين قسمت. اسمش هست درد دلهای مستر چيکو  که اميدوارم لذت ببريد.بعدا راجب اين که چيکو که و چی هست توضيح خواهم داد فعلا شخصيت پنهان هست ولی با کمی فکر می تونين بفهمين چه شخصيتی هست.

 

درد دلهای مستر چيکو(1)

 

سلام دوستان.نمیدونم این قسمت اول رو با چی شروع کنم ولی سعی میکنم هرچی که به ذهنم میرسه روی کاغذ بيارم.همه ما هر روز صبح که از خواب پا میشيم تا شب يه سری کار انجاميديم.مثلاً من که ديروز از خواب پا شدم اول رفتم نون گرفتم.اومدم صبحانه رو خوردم.تلويزيون رو روشن کردم يه خورده رنگين کمان ديدم بعدش رفتم پای کامپيوتر چند ساعتی فيفا بازی کردم تا ظهر شد.سر ظهر ناهارم رو خوردم و تا عصر خوابيدم.بلند که شدم با دوستم عليرضا رفتم پارک دم محل.اون آخرای پارک بچه های خيلی کوچيک با وسيله های بازی سرگرم بودن.این طرف پارک هم دو دسته آدم روی نيمکت نشسته بودن.يه دسته پيرمرد و يه دسته پيرزن.خوب که دقت میکنی حرفاشون رومیشنوی.پيرمردها داشتن راجع به حقوق بازنشستگی و خرج و مخارج زندگی و افتخارت دوران خدمت در جامعه حرف میزدن.پيرزن ها هم در مورد کوپن(کالا برگ)روغن و صف شيرو خواستگار دختر اقدس خانوم مجادله میکرد.این ورتر يه دختر و پسر(بخوانيد خواهر و برادر!) دست هم رو گرفته بودن و باهم گپ میزدن.غروب که شد اومدم خونه.مامانم گفت: مگه تو خونه زندگی نداری که تا این موقع تو پارک ميمونی؟مگه کنکور نداری؟مگه...برای این که حرفاشو نشنوم تلويزيون رو روشن کردم.اخبارورزشی داشت.بعد از شنيدن صادر نشدن ويزا براي تيم ملی کشتی چند تا فحش ابدار به علی دايی دادم!(چه ربطی داشت؟)بعدش هم رفتم پای اینترنت..خلاصه غرض از این همه پر حرفي اين بود که شب همون روز موقع خواب داشتم فکر میکردم يدفعه ديدم ای بابا امروز چقدر شبيه ديروز بود؟اا...ديروز هم که شبيه روز قبلش  بود!يه خورده که تمرکز کردم ديدم من مدتهاست  دارم اینطوری زندگی میکنم..اولش با خودم گفتم مگه تو صايرانی که هر روز بهتر از ديروز؟اما يه چيزی ازارم ميداد.شايدم هوا گرم بود ولی نه این گرما ناشی از اصطکاک افکار نا متقارن من با سطح صاف این زندگی يکنواخت بود.هر روز صبح که از خواب پا میشم صبحانه میخورم .رنگين کمان مبينم(قبلنا سنجد میديدم).با کامپيوتر بازی میکنم.بعد از ناهار ميخوابم و بعدش میرم پارك.حتی خوبتر که فکر کردم ديدم چند سالی هست که پيرمرد پيرزن ها راجع به حقوق کم دوران بازنشستگی و خواستگار دختر همسايه حرف میزنن.بعد ديدم از چند سال يه کم بيشتره که مامانم غر میزنه چرا درست رو نميخونی؟چرا وقت رو میکشی؟...از موقعی هم که از کشتی سر در اوردم تيم ایران بخاطر صادر نشدن ويزا از مسابقات جا ميمونده!!تنها اتفاق جديد هر روزما اعلام ورود يک جبهه هوای پر فشار از سمت درياي مدينترانه توسّط اخبار هواشناسيه که پيشبينيشون اکثراً اشتباه از آب در مياد!راستی زندگی ما شده عين زندگی سگ های لب خط .همه ی عمر منتظريم تا يه قطار از خط اهن زندگيمون رد شه بلکه يه کم دنبالش کنيم و سرگرم بشيم.حالا این قطار میتونه خداحافظی علی دايی از ميادين باشه(که بعيد میدونم تا زنده هستم موفق به ديدن این مهم بشم!)يا حوادث 11 سپتامبر باشه.حداقل پولدار هم نيستيم که بريم مجموعه ورزشی انقلاب يه تنيسی_بولينيگی چيزی بازی کنيم.حالا هی صبح بخير ایران میگه اونهايی که پولدارن تو زندگيشون صفا و صميميت ندارن.ولی يبار  نشد بيان بگن آقا ی چيکو شما که پول نداری تو زندگی صفا و صميميت داری؟میگن نسل امروز اینجوريه!بابا مگه این صفا و صميميت کذايی رو این نسل امروز بيچاره بايد بياره؟چرا اون قديميهای با صفا و پر مدعا!که میگن يه عمری توی خونه های بزرگ و با صفا دور هم زندگی میکردن(منظور همين پدر_مادرای خودمونه زياد راه دور نريم)نمیتونن کاری برای این زندگی ماشينی يکنواخت بکنن؟کاش حداقل پول دشتم تا دلم خوش باشه حالا که صفا نداريم پول داريم.اصلاً ولش کن برم که عليرضا دم در منتظره !!!تا با هم بريم پارک يه هوايی عوض کنيم!!!.تا درد دل بعدی خدا نگاهدار همتون.

نوشته شده توسط:مستر چيكو

علیرضا اسکویی


 

سلام خدمت دوستان عزيز. امروز براتون بيوگرافی يکی از بازيکنانی که واقعا دوسش دارم خيلی خيلی دوسش دارم لوکا تونی بازيکن تيم ملی ايتاليا هست رو گذاشتم.اميدوارم استفاده کنيد.

 

TONI

Full name: Luca Toni
DOB: May 26, 1977
Birthplace: Pavullo nel Frignano, Italy
Nationality: Italian
EU passport: Yes
Height: 193 cm
Weight: 88 kg

Club:
ACF Fiorentina
Position: Striker [C]
Number: 30
Contract Expires: June 2009
Previous Clubs: Modena > Empoli > Fiorenzuola > Trevise > Vicenza > Brescia > Palermo > (€11m) Fiorentina

International debut: August 2004, v Iceland
Caps: 3
Goals: 1
World Cups: none
Palmares:
Italian Serie B (04)

Italian Serie B Top Scorer (04)
Italian Serie A Top Scorer (06)

Per Season Stats:

Season Club Country Level Apps Goals
2005-06 Fiorentina ITA A 38 31
2004-05 Palermo ITA A 35 21
2003-04 Palermo ITA B 45 30
2002-03 Brescia ITA A 16 2
2001-02 Brescia ITA A 28 13
2000-01 Vicenza ITA A 31 9
1999-00 Treviso ITA B 35 15
1998-99 Lodigiani ITA C1 31 15
1997-98 Fiorenzuola ITA C1 25 2
1996-97 Empoli ITA B 3 1
1995-96 Modena ITA C1 25 5
1994-95 Modena ITA C1 7 2

علیرضا اسکویی


 

 

افشاگری مایلی کهن علیه علی دایی


شب گذشته، دلایل نتایج ضعیف تیم ملی در جام جهانی در شبکه سوم سیما با حضور کارشناسان بررسی شد.
مایلی کهن در این نشست ضمن بیان این مطلب که «برانکو فقط حضور فیزیکی بر روی نیمکت داشت»، گفت: ارنج تیم را افراد و کسان دیگری مثل سازمان و برخی بازیکنان و نیمکت نشینان می چیدند.
وی اضافه کرد: وقتی که در طول بازی فولاد و صباباتری توسط مبعلی بر روی دایی خطا شد، ایشان مانع حضور آقای مبعلی در تیم ملی شدند.
مایلی کهن با طرح این سوال که «می دانید چگونه آقای مصطفوی از فدارسیون برکنار شد؟»، گفت: آقای دایی در دیدار با رییس جمهور وقت (آقای خاتمی) گفتند که چرا مصطفوی از نفوذ خود استفاده کرد و پاشازاده را به عنوان بازیکن منتخب جهان معرفی کرده است که همین اظهارات آقای دایی، باعث برکناری مصطفوی شد.
سرمربی سابق تیم ملی ایران همچنین گفت: دل مربی صباباتری از دست علی دایی خون است..مربی صباباتری می گوید، من دقایق طولانی برای بازیکنانم سخن می گویم، اما دایی در داخل میدان می گوید آنچه من می گویم باید اجرا شود!
مایلی کهن همچنین گفت: بسیاری از مردم تصور می کنند، آقای دایی هزینه تیم ملی را می دهد، در حالی که ایشان از طریق به دست آوردن اسپانسر لباس های تیم ملی در رده های سنی مختف، سرمایه هنگفتی را به دست آوردند.
گفتنی ست، مایلی کهن تنها مربی است که موفق شد، علی دایی را در در بازی مقابل سوریه (دیدار مقدماتی جام جهانی 98) تعویض کند که این مسئله یکی از دلایل برکناری مایلی کهن عنوان شده است.
در این جلسه در مورد مسائل دیگری از جمله ضعف شدید مربیگری برانکو ایوانکویچ، فرهنگ فوتبال ایران و ... صحبت شد.

علیرضا اسکویی