*هم نوا*

 
علیرضا اسکویی

منو اصلي

خانه

ايميل

:بازديد

بخشهاي سايت

عکسها

آهنگ ايراني

آرشيو مطالب

آذر ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
آبان ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
تیر ٩۳
فروردین ٩۳
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آبان ٩۱
تیر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
شهریور ۸٤
آرشيو کلي مطالب

موزيک

نوشته هاي چيکو

درد دلهاي مستر چيکو 1
اندر حکايت جام جهاني
!چيكو شاعرميشود
منشور حقوق بشر
باغ مظفر

دوستان

ازعهد من تاوفای تو
کلکسیون موسیقی
آفتاب خاموش
تنهاترین ستاره

 

 

یادم می آید آنوقت ها که هنوز مدرسه نمی رفتم شبها قبل از خواب برایم قصه هایی می گفتند. یکی از دیگری خیال انگیزتر و شیرین تر. قصه ای بود به اسم قصه ی شنگول و منگول و حبه ی انگور که از چند جهت اساسی بقول امروزی ها برایم چالش برانگیز بود! نوعی درگیری ذهنی که بعلت کمرویی و کم حرفی شدیدم ، چه در جمع همسن و سالانم و چه بزرگترها ، هیچوقت بیانش نمی کردم.
قصه را که شنیده اید؟! ( آنها که نشنیده اند باید از خودشان خجالت بکشند! ) گرگی در این قصه هست که بسیار شرور و بد تصویر شده و از بخت بد گیر زرنگی های حبه ی انگور ، بچه بره ی لوس و ننر خانم بز زنگوله پا ، می افتد. ( نمی دانم چرا همیشه فکر می کنم آدم برود داخل شکم گرگ خبیث بهتر است تا بچه ننر و قند عسل مامان بابایش باشد! ) در انتهای این قصه گرگ بخت برگشته که از همه جا بی خبر کنار رودخانه ی زیبایی خوابیده تا با لذت غذایش ( شنگول و منگول ) را هضم کند مورد عمل جراحی ناجوانمردانه ای قرار می گیرد! بز زنگوله پا شکم آقا گرگه را می دراند و شنگول و منگول را صحیح و سالم بیرون می آورد. ( غذا را باید خوب جوید و سپس قورت داد! ) آنها همگی شکم گرگ بیچاره را پر از قلوه سنگ می کنند و بز زنگوله پا درز را با نخ و سوزن می بندد. گرگ پس از چند ساعتی بیدار می شود و حس می کند تشنه اش شده. برای همین خم می شود داخل رودخانه که آبی بنوشد. سنگینی سنگ های شکم آقا گرگه کار دستش می دهد ، به رودخانه می افتد و آب خروشان او را با خود می برد.
اینجا که می رسید قصه تمام می شد و همه ی بچه ها شادی می کردند بی آنکه یک کدامشان بپرسند که خب ، سر آن گرگ بیچاره چه آمد؟!
من هرچه در نقاشی های آخر کتاب قصه دقت می کردم نمی توانستم این را بفهمم و بدون آنکه حس کنجکاوی ام را ارضا کنم سرخورده و متعجب از اینکه برای هیچکس سرنوشت آقا گرگه ی تنها مهم نیست می خوابیدم. اما تا قبل از اینکه خوابم ببرد همه اش فکر می کردم : خب ، آقا گرگه درسته که بدجنسی کرد اما بالاخره او هم آدم است ، به غذا احتیاج دارد و گناه است که همینجور هر بار با شکم پر از قلوه سنگ توی رودخانه دست و پا بزند و بقول بعضی ها هم غرق بشود. طفلکی آقا گرگه ی تنها!یا حق

نوشته شده توسط علیرضا اسکویی

---------------------------------------------------------------------------

عکسهایی که تو پارک انداختیم تابستان ۸۵ (۱ سال مانده به کنکور(کنکون)):

 

 Name         Size 
[DIR]Parent Directory-  
[   ]01 (1).JPG93K 
[   ]01 (2).JPG77K 
[   ]01 (3).JPG117K 
[   ]01 (4).JPG108K 
[   ]01 (5).JPG133K 
[   ]01 (6).JPG108K 
[   ]01 (7).JPG155K 
[   ]01 (8).JPG60K 
[   ]01 (9).JPG143K 
[   ]01 (10).JPG122K 
[   ]01 (11).JPG132K 
[   ]01 (12).JPG99K 
[   ]01 (13).JPG48K 
[   ]01 (15).JPG176K 
[   ]01 (16).JPG42K 
[   ]01 (17).JPG80K 
[   ]01 (18).JPG108K 
[   ]01 (19).JPG151K 
[   ]01 (20).JPG74K 
[   ]01(21).JPG119K 
[   ]01(22).JPG83K 
[   ]01.JPG126K 

علیرضا اسکویی


گرگ تنها

یادم می آید آنوقت ها که هنوز مدرسه نمی رفتم شبها قبل از خواب برایم قصه هایی می گفتند. یکی از دیگری خیال انگیزتر و شیرین تر. قصه ای بود به اسم قصه ی شنگول و منگول و حبه ی انگور که از چند جهت اساسی بقول امروزی ها برایم چالش برانگیز بود! نوعی درگیری ذهنی که بعلت کمرویی و کم حرفی شدیدم ، چه در جمع همسن و سالانم و چه بزرگترها ، هیچوقت بیانش نمی کردم.
قصه را که شنیده اید؟! ( آنها که نشنیده اند باید از خودشان خجالت بکشند! ) گرگی در این قصه هست که بسیار شرور و بد تصویر شده و از بخت بد گیر زرنگی های حبه ی انگور ، بچه بره ی لوس و ننر خانم بز زنگوله پا ، می افتد. ( نمی دانم چرا همیشه فکر می کنم آدم برود داخل شکم گرگ خبیث بهتر است تا بچه ننر و قند عسل مامان بابایش باشد! ) در انتهای این قصه گرگ بخت برگشته که از همه جا بی خبر کنار رودخانه ی زیبایی خوابیده تا با لذت غذایش ( شنگول و منگول ) را هضم کند مورد عمل جراحی ناجوانمردانه ای قرار می گیرد! بز زنگوله پا شکم آقا گرگه را می دراند و شنگول و منگول را صحیح و سالم بیرون می آورد. ( غذا را باید خوب جوید و سپس قورت داد! ) آنها همگی شکم گرگ بیچاره را پر از قلوه سنگ می کنند و بز زنگوله پا درز را با نخ و سوزن می بندد. گرگ پس از چند ساعتی بیدار می شود و حس می کند تشنه اش شده. برای همین خم می شود داخل رودخانه که آبی بنوشد. سنگینی سنگ های شکم آقا گرگه کار دستش می دهد ، به رودخانه می افتد و آب خروشان او را با خود می برد.
اینجا که می رسید قصه تمام می شد و همه ی بچه ها شادی می کردند بی آنکه یک کدامشان بپرسند که خب ، سر آن گرگ بیچاره چه آمد؟!
من هرچه در نقاشی های آخر کتاب قصه دقت می کردم نمی توانستم این را بفهمم و بدون آنکه حس کنجکاوی ام را ارضا کنم سرخورده و متعجب از اینکه برای هیچکس سرنوشت آقا گرگه ی تنها مهم نیست می خوابیدم. اما تا قبل از اینکه خوابم ببرد همه اش فکر می کردم : خب ، آقا گرگه درسته که بدجنسی کرد اما بالاخره او هم آدم است ، به غذا احتیاج دارد و گناه است که همینجور هر بار با شکم پر از قلوه سنگ توی رودخانه دست و پا بزند و بقول بعضی ها هم غرق بشود. طفلکی آقا گرگه ی تنها!یا حق

نوشته شده توسط علیرضا اسکویی

علیرضا اسکویی


جديدترين آلبوم ها

:: البوم جدید و زیبای ستار به نام گلبانو :: آلبوم جدید و بسیار زیبای علی لهراسبی به نام مثلث :: آلبوم جدید و جنجالی خواننده ی ترک Murat Kekilli براي دانلود :: آلبوم جدید و زیبای Fergie به نام The Dutchess برای دانلود :: البوم جديد همايون شجريان به نام ستارها  :: آلبوم جدید و زیبای فضل شاکر به نام Allah A3lam برای دانلود :: آلبوم جدید و زیبای Robbie Williams به نام Rudebox برای دانلود :: آلبوم جدید و زیبای Nadia به نام Mujer برای دانلود  :: البوم جدید و زیبای کیارش حسن زاده به نام یه خاطره :: البوم جدید از JoJo رو به نام The High Road برای دانلود :: البوم جديد مهران فهيمی به نام فرياد سکوت :: البوم جديد راما به نام فدای چشمات :: البوم جديد Eminem به نام Get The Guns برای دانلود:: البوم جديد کيارش پانی به نام هوس :: البوم جديد ياسين به نام فرصت بده:: البوم جديد عليرضا و حميدرضا به نام جهنم :: البوم جديد از محسن فلاح به نام عسل :: آلبوم جديد Victoria Beckham به نام Open Your Eyes برای دانلود :: البوم جدید از مسعود سعیدی به نام نفرت :: البوم جدید از Kelly Clarkson به نام thankful برای دانلود :: البوم جدید Gipsy Kings به نام Pasajero برای دانلود :: البوم جديد هنگامه به نام ارتش صلح :: البوم جديد اميد به نام انتظار:: البوم جديد گروه راش :: البوم جديد فرزاد صادقی  :: البوم جديد کاوه يغمايی :: البوم جديد علی حسينی :: البوم جديد حامد هاکان :: البوم جديد جنيفر لوپز :: البوم جديد تورج :: البوم امير تاتالو :: البوم جديد محسن چاووشی :: البوم جديد عليرضا افتخاری

:: البوم جدید و زیبای ستار به نام گلبانو:: آلبوم جدید و بسیار زیبای علی لهراسبی به نام مثلث:: آلبوم جدید و جنجالی خواننده ی ترک Murat Kekilli براي دانلود :: آلبوم جدید و زیبای Fergie به نام The Dutchess برای دانلود:: البوم جديد همايون شجريان به نام ستارها :: آلبوم جدید و زیبای فضل شاکر به نام Allah A3lam برای دانلود :: آلبوم جدید و زیبای Robbie Williams به نام Rudebox برای دانلود :: آلبوم جدید و زیبای Nadia به نام Mujer برای دانلود:: البوم جدید و زیبای کیارش حسن زاده به نام یه خاطره :: البوم جدید از JoJo رو به نام The High Road برای دانلود :: البوم جديد مهران فهيمی به نام فرياد سکوت:: البوم جديد راما به نام فدای چشمات:: البوم جديد Eminem به نام Get The Guns برای دانلود:: البوم جديد کيارش پانی به نام هوس :: البوم جديد ياسين به نام فرصت بده:: البوم جديد عليرضا و حميدرضا به نام جهنم :: البوم جديد از محسن فلاح به نام عسل :: آلبوم جديد Victoria Beckham به نام Open Your Eyes برای دانلود :: البوم جدید از مسعود سعیدی به نام نفرت :: البوم جدید از Kelly Clarkson به نام thankful برای دانلود :: البوم جدید Gipsy Kings به نام Pasajero برای دانلود :: البوم جديد هنگامه به نام ارتش صلح :: البوم جديد اميد به نام انتظار:: البوم جديد گروه راش :: البوم جديد فرزاد صادقی  :: البوم جديد کاوه يغمايی :: البوم جديد علی حسينی :: البوم جديد حامد هاکان :: البوم جديد جنيفر لوپز :: البوم جديد تورج :: البوم امير تاتالو :: البوم جديد محسن چاووشی :: البوم جديد عليرضا افتخاری

علیرضا اسکویی


 

برای دیدن بهتر عکس Ctrl + A را فشار دهید یا select all کنید!!!

علیرضا اسکویی


ساعت مرگ لحظه ها

شده تا به حال فکر کنی به بن بست رسیدی ؟ یا اصلا سعی کنی ذهنت از مسیری که داره می ره منحرف کنی ؟چند شبه که کارم شده همین .اینکه فقط دنبال بهانه هایی بگردم که بهت فکر نکنم هر چند وقت یک بار این طوری می زنه به سرم از خود بی خود می شم عین یک آدم گیج و منگ می زنم به خاکی اما دست خودم نیست .به خدا انگار همش منتظر هستم تا اتفاقی بیفته همش نگاهم به ساعته انگار عقربه ها هم با من سر لجن آخه خیلی کند شدن .آخی بیچاره ها بد جوری پیر و سالخورده شدن ...نمی دونم اما شایدم از تکرار بی زار شدن حق هم دارن خدا می دونه چند ساله که هر روز و هر شب چندین و چند بار دور خودشون می چرخن ... چرا ؟چرا من هم باید مثل عقربه های ساعت با نگاه مانند خورشیدت *هم نوا* بشم؟ چرا ما هم باید مثل عقربه های ساعت هیچ گاه به هم نرسیم؟ 

 نوشته شده توسط علیرضا اسکویی  

  

علیرضا اسکویی


ليگ ۶

سلام به استقلالیای گل گلاب. خوب من می خواستم دیگه وبلاگ ننویسم ولی دیدم بد جوری معتادم . بازی استقلال با فجر پاشدیم رفتیم استادیوم تا تیممونو تشویق کنیم رفتیمو دیدم استقلال گل اولو زدو گیلائوری اخراج شدو بعد گل خوردیمو دوباره زدیم تا شدیم ۲-۲ مساوی با دوستم گفتم ۱۰ نفره که هستیم مساوی هم که شده من طاقت ندارم ببینم بقیه بازیو ۱۵ دقیقه هم مونده بود بازی تموم شه پاشدیم از استادیوم اومدیم بیرون. ماشین گرفتیم یارو زده بود رادیو  دیدیم استقلال یه گل زده یعنی ۲-۳  به نفع استقلال منو حسین(دوستم) فریاد زدیم تو ماشین یارو راننده ترسید گفت برید پایین انداختمون از ماشین بیرون   ما هم خوشحال رفتیم با صر صورت رنگی تو خیابون یک حالی داد که نگوووووو.  چند تا عکسم گذاشتم حالشو ببرید.

علیرضا اسکویی