منشور حقوق بشر - *هم نوا*

 
علیرضا اسکویی

منو اصلي

خانه

ايميل

:بازديد

بخشهاي سايت

عکسها

آهنگ ايراني

آرشيو مطالب

آذر ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
آبان ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
تیر ٩۳
فروردین ٩۳
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آبان ٩۱
تیر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
شهریور ۸٤
آرشيو کلي مطالب

موزيک

نوشته هاي چيکو

درد دلهاي مستر چيکو 1
اندر حکايت جام جهاني
!چيكو شاعرميشود
منشور حقوق بشر
باغ مظفر

دوستان

ازعهد من تاوفای تو
کلکسیون موسیقی
آفتاب خاموش
تنهاترین ستاره

 

منشور حقوق بشر

درد دلهاي مستر چيكو(منشور حقوق بشر)

آقای محترم،دوست عزيز،برادر من،يار شفيق،از قديم گفتن جلوی چارتا بزرگتر که میشينی

پاتو دراز نکن،آخه این چه وضعشه؟این طرز حرف زدن با يه بزرگته؟

بابا ای ول،این قديمی ها هم عجب حرفهايی میزدن.همشم روی حساب و کتاب بوده.اصلاً

همه ی این حرفها رو روی کتيبه ی بيستون...نه روش که نه ولی اون گوشه موشه هاش يه 

يه جايی بايد حک کرد بعدش آب طلا گرفت.

احترام به بزرگتر،احترام به پدر و مادر،به جا آوردن حق پدر و مادری،اینها همه درست ولی این

قديمی ها انگار اصلاً در مورد حقوق این جوانان فلک زده حرف نزدن.انگار که جوان بدبخت گناه

کرده که بايد فقط احترام بذاره ولی احترام و شخصيت خود جوان چی؟هيچی!

ای بابا چيکو عجب حرفايی میزنی ها مگه میشه تو این همه سال که از عمر بشريت گذشته

اینقدر به جوانها کم محلی شده باشه؟

چرا نمیشه؟مثال:تو همین زندگيه روزمره ی خودمون پدر و مادر فقط به خاطر اين که پدر و

مادرن ميتونن رو در روی بچشون وايسن و جلوی هرکسی هر چی دلشون خواست بگن،انگار

همه غرور دارن ولی در خلقت اون جوان بدبخت(دور از جون همتون)عنصری به نام غرور بکار

نرفته.ولی تا همون جوان بياد حرفی بزنه،حتی اگر حرفش منطقی باشه،هی میگن بزرگتره،

نبايد تو روش وايسی،بايد احترامش رو نگاه داری و...اگر هم که يک زمان تو روی مادر پدره

وايسه.....بيخود میکنه وايسه،کی جرأت داره؟؟

تا میای تو اطاقت دو کلمه با دوستت حرف بزنی(اینجوری نگاه نکنين طرف پشت خط پسره به

خدا!)يا يکی دو ساعت با دوستات بری بيرون،هی میگن رفيق بازی نکن،دست از این دوستات

بردار،چه میدونم از این حرفها.

ولی مامانه تا خودش صبح از خواب پا میشه اولين کاری که میکنه(حتی قبل از روم به ديوار رفع

حاجت)اینکه تلفن رو افتتاح میکنه.باباهه هم که معلوم نيست تا شب که مياد خونه چند بار با

رفيقاش رفته قهوه خونه(برای صرف چای).تازه این که چيزی نيست من بيشتر نگرانم مادره آخر

سر اونقدر با تلفن حرف بزنه تا اسمش تو کتاب رکوردها(گينس)ثبت شه،اونوقت ديگه بجای در

وهمسايه و آشنا همه ی دنيا بهمون بخندن!

يه بار نشد ما از در بيايم تو نگن کجا بودی؟با کی بودی؟تا حالا چرا نبودی؟حالا يکی هم نيست

به ما بگه پسرم(يا دخترم)تو که اینهمه بيرون میری پولی چيزی نمیخوای؟(آخه بيرون رفتن خرج

داره.اینطور نيست؟)اصلاً آرزو به دل مونديم يه بار بابامون بهمون بگه:تلفنو بردار برو توی اطاق

با هر کی که دلت ميخواد حرف بزن بی خيال من نه!!!اصلاً اگه دلت ميخواد برو بيرون شبم نيا

فکر نکن منتظرم بی خيال من!!!

انگار طی تاريخ هيچ کسی راجع به استقلال طلبی جوانان چيزی نگفته(چيزی که عيان است چه

حاجت به بيان است؟)يا گر هم گفته صداشو در نطفه خفه کردن نامردا!يه مدتی هم تو فکر

بودم این منشور حقوق بشر رو گير بيارم بخونم ببينم برای این جوانها حقوق بخور نمیری در نظر

گرفته شده يا نه؟به بقالی و دکّه ی روزنامه فروشی سر زدم نداشت.به کلوپ محل هم سپردم

ولی انگار نبوده.حتی يه سر رفتم ناصرخسرو ديدم نيست که نيست.اولش در اصل وجود منشوری

به نام حقوق بشر شک کردم،ولی بعدا فهميدم اگه بخوای اون منشور رو بخونی بايد بری جلوی

در سازمان ملل اون جا نسخه ی اورجينالش رو زدن دم در. با خودم گفتم زايست آدم بره جلوی در

سازمان ملل وايسه،بعد بهش بگن چيکار داری؟بگه دارم منشور حقوق بشر ميخونم!يه وقت ديدی

فکر کردن متکدّيی چيزی هستی.اون زمانه که اگه توی ايالات متّحده هم طرح جمع آوری متکدّيان

رو اجرا کرده باشن هيچی ديگه،حالا بيا و درستش کن.

این بود که بيخيالش شدم.چند روز بعد از يکی از دوستان قديمی و رفيقان صميمی که در کار خبره

بود شنيدم که این جوانان را اصلاً جزو بشر محاسبه نکردن که بخوان براش حقوقی در نظر

بگيرن!هر چيزی هم که در این منشور مربوط به افرد زير سی ساله(همون جوانها)متعلّق به

بی سرپرستان و فقرای ساکن در مناطق محروم افريقاست! از این رو بود که تصميم گرفتم يه چند

سالی دندون روی جيگر بذارم بلکه این منشور حقوق بشر رو يه تغييری توش دادن!!به هر حال

برای ما جوانان تا بوده از این دندون رو جيگر گذاشتنها بوده.خلاصه اگه ما دوران جوانيمون

تموم شد و تو این منشور تغييری ندادن اميدوارم این تغيير در نسل بعدی اعمال بشه.

                                                                    نوشته شده توسط:مستر چيكو                                                                                    (Mr.Chicoo)                                                                                                                  

علیرضا اسکویی