ساعت مرگ لحظه ها - *هم نوا*

 
علیرضا اسکویی

منو اصلي

خانه

ايميل

:بازديد

بخشهاي سايت

عکسها

آهنگ ايراني

آرشيو مطالب

آذر ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
آبان ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
آذر ٩۳
آبان ٩۳
مهر ٩۳
تیر ٩۳
فروردین ٩۳
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
تیر ٩٢
خرداد ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
دی ٩۱
آبان ٩۱
تیر ٩۱
اردیبهشت ٩۱
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
اسفند ۸٩
بهمن ۸٩
دی ۸٩
مهر ۸٩
امرداد ۸٩
تیر ۸٩
خرداد ۸٩
اردیبهشت ۸٩
فروردین ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
امرداد ۸۸
تیر ۸۸
خرداد ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
بهمن ۸٧
آبان ۸٧
مهر ۸٧
شهریور ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
شهریور ۸٤
آرشيو کلي مطالب

موزيک

نوشته هاي چيکو

درد دلهاي مستر چيکو 1
اندر حکايت جام جهاني
!چيكو شاعرميشود
منشور حقوق بشر
باغ مظفر

دوستان

ازعهد من تاوفای تو
کلکسیون موسیقی
آفتاب خاموش
تنهاترین ستاره

 

ساعت مرگ لحظه ها

شده تا به حال فکر کنی به بن بست رسیدی ؟ یا اصلا سعی کنی ذهنت از مسیری که داره می ره منحرف کنی ؟چند شبه که کارم شده همین .اینکه فقط دنبال بهانه هایی بگردم که بهت فکر نکنم هر چند وقت یک بار این طوری می زنه به سرم از خود بی خود می شم عین یک آدم گیج و منگ می زنم به خاکی اما دست خودم نیست .به خدا انگار همش منتظر هستم تا اتفاقی بیفته همش نگاهم به ساعته انگار عقربه ها هم با من سر لجن آخه خیلی کند شدن .آخی بیچاره ها بد جوری پیر و سالخورده شدن ...نمی دونم اما شایدم از تکرار بی زار شدن حق هم دارن خدا می دونه چند ساله که هر روز و هر شب چندین و چند بار دور خودشون می چرخن ... چرا ؟چرا من هم باید مثل عقربه های ساعت با نگاه مانند خورشیدت *هم نوا* بشم؟ چرا ما هم باید مثل عقربه های ساعت هیچ گاه به هم نرسیم؟ 

 نوشته شده توسط علیرضا اسکویی  

  

علیرضا اسکویی