یه مدت...

یه مدت میخوام ول کنم زندگیرو .بزارم کنار عشق و دیوونگیرو. چشمامو رو اونی که می خوام ببندم. یه مدت با هیچی با هیچکی نخندم. یه مدت میخوام لنگ چیزی نباشم. هراسونو دلتنگ چیزی نباشم. بترسن آدما از منی که قرار یه مدت بشم یکی دیگه.

یه کم فرصت و استراحت میخوام . یه شب خواب شیرین و راحت میخوام . میخوام بچه شم تو این سن و سال. یه مدت جدا شم از این حس و حاااااااااال..........

/ 6 نظر / 15 بازدید
هورام

این روزا این حال رو خیلیا دارن...[ناراحت][خنثی] یه چیزی تو مایه های آتیش زیر خاکستـــــــــر...[گل]

پري

لبخند زدو درچال گونه اش افتادم... پاي منطقم شکست و عاشقش شدم...سلام وبت عاليه

هورام

ممنون از حضورتــــــــــــــــ...[گل][چشمک]

آفتاب خاموش

سلام آقا علیرضا خودتم تحویل میگیری ها!!! تو همه پستات عکستو میذاری مثل این که خیلی خودتو دوست داری[چشمک] از مردمک دیده بباید آموخت دیدن همه کس را و ندیدن خود را خوشحال میشم به ما هم سر بزنی ببینم نظرت در مورد بهار از این زاویه چیه؟ موفق باشی و التماس دعا...[گل]

علی

سلام،میخاستم منو لینک کنید.عنوان لینک:دانستنی های با حال خبرم کن

عطر گندم

سلام. از وقتی یادم میاد همینجوری بودم. حس حال خوبیه.لااقل برای من